از روزی که این "پاره خط " به بهره برداری رسید دوستان تازه آشنای فراوانی که
البته بنده افتخار آشنایی با آنها را دیرهنگام یافته ام درباره این "دوچرخه
قراضه" از من سوال کرده اند که چه حکایتی دارد؟!
فلذا در راستای تنویر افکار
عمومی شعر قدیمی "تخیل " یا همان " دوچرخه قراضه" را در
"پاره خط" قرار دادم شعری که به لطف دولت " مهر" نتوانست در فضای
حقیقی و در کتاب "پاره خط" چاپ شود هر چند پیشتر در مجله "کارنامه" چاپ شد که آن مجله نیز توقیف شد.
امیدوارم دوستانی که بارها و بارها این
شعر را خوانده اند باز هم بخوانند چرا که به هر حال "قند مکرر " است
!!!!
تند رفته است
كودكي هاي من
با دوچرخه ي قراضه اي كه هميشه
پنچر بود
و فرمانش كج
تند رفته است
بدون جنازه هايي كه پرت شده اند
ـ بي هوا ـ
در پياده رو هاي پنج شنبه
و نفس مي كشند
با تخيل من
*
تند رفته است
دوچرخه ي قراضه ي من
بدون زنان خط خورده
كه هر شب عرق مي كنند
در ملافه هايي كه فردا
گيس بريده ها را تعريف مي كنند
؟!
ادامه مطلب

